يحيى دولت آبادى
143
حيات يحيى ( فارسى )
در خاك وطن او بماند و از طرف ديگر چونكه علاقمند باسلام است نميخواهد عقايد كمونيستى كه هنوز نميداند با عالم اسلامى چه مناسبت دارد در هواى مرطوب گيلان پراكنده شود اين است كه زحمت فكرى و خيالى او كمتر نيست از زحمت جلوگيرى كردن از تجاوزات بلشويكها و كمونيستمآبان ايرانى كه ميخواهند در سايهء نام او حكومت و رياست و مداخل و تجددپرورى نموده باشند . ميرزا كوچك خان با صاحبمنصبان روسى قرارى ميدهد كه مداخلهء آنها محدود باشد و در معاملات عادلانه رفتار كنند و از افكار تند احسان اللّه خان و خالو قربانها از سردستگان مجاهدين كه از بادكوبه با اين اردو وارد شدهاند و قدمهاى بيملاحظه برميدارند جلوگيرى مىكند تا لقمهئى را كه هنوز گلوى گيلانى استطاعت فرو بردن آن را ندارد در دهان او نگذارند و عكس العملهائى در افكار روى ندهد ميرزا كوچك خان بهروسيله هست از وطنخواهان تهران و جاهاى ديگر در تعيين تكليف خود استمداد فكرى مينمايد براى اثبات مطلب پيغامى را كه بنگارنده داده است عينا مينويسم . اوائل ماه رمضان يكهزار و سيصد و سى و هشت ( 1338 ه ) است يكى از بستگان ميرزا كه در تهران اشتغالى دارد نزد نگارنده آمده مطالب ذيل را اظهار مىكند . آقا ميرزا كوچك خان چند سال است در كمال سختى در جنگل زندگانى كرده اگر برگ درخت و علف صحرا خورده حاضر نشده است به هيچ قوهء بيگانه تسليم بگردد او اگر ميخواست براى خودش كار بكند روسهاى تزارى اول آلمانها و عثمانيها بعد از آن و انگليسها اخيرا هرچه ميخواست به او ميدادند بلكه قصد اين بوده و هست كه بملت و مملكت خود خدمت كرده باشد حالا مهمانهاى تازه وارد شده و حكومت محل باصرار او را آورده مصدر امر ساختهاند و در محذور شديد افتاده است از يك طرف مجبور است از بيگانهها جلوگيرى كند مداخلهء مستقيم در كارها نكنند از طرف ديگر از ايرانيان مجاهد كه آمدهاند و يا با او بودهاند بايد جلوگيرى كند كه بر خلاف صلاح مملكت اقداماتى ننمايند در اين صورت البته موقعش خيلى خطرناك است مخصوصا اگر تازه واردشدگان بدانند او كاملا با آنها موافقت ندارد كه خطر خود آنها براى او از هرخطر بيشتر است .